مراحل انشا نویسی
از آنجايي كه مقطع ابتدايي پايه اي براي مقاطع ديگر بوده , ما نيز چند سالي در اين مقطع تدريس كرده ايم. امروزه در امر زبان آموزي نگارش از اهميت بالايي برخوردار است , مخصوصاً در پايه سوم كه اولين پايه اي است كه به صورت مستقل انشا نوشته مي شود , چون در پايه دوم از جمله نويسي استفاده مي گردد , اين جملات اكثراً مرتبط با هم نيستند و هر يك به طور جداگانه نوشته مي شود و بيشتر نحوه و ساختار جمله , منظم كردن جملات در هم ريخته , كوتاه سازي , تركيب جملات ساده يا جمله سازي با كلمات ساده مد نظر است . براي دانش آموزان نوشتن جملات و متن به صورت مرتبط در پايه سوم با توالي مناسب مشكل مي باشد.
بيشتر آموزگاران نوشتن انشا در زمره تكاليف نگريسته و در پايان اين ساعت درس موضوعي را براي نوشتن انشا مطرح مي كنند و براي جلسه بعد منتظر نوشتن انشا از سوي دانش آموزان مي شوند. چون دانش آموزان خود قادر به نگارش نيستند لاجرم به اولياي خود متوسل شده از آنها حتي نه به عنوان كمك ؛ بلكه كسي كه بايد متن انشا را بصورت كامل براي آنها ديكته نمايند نگاه مي كنند كه اين امر براي ما نيز در دوره تحصيل بارها اتفاق افتاده و چه بسيار كودكاني كه براي نوشتن انشا توسط اوليا سرخورده و تنبيه شده اند , و صدمات جبران ناپذيري را تحمل نموده اند كه حاصل ايـن شيـوه نـگارش ها در بـررسـي هايي فعلي و بروندادهاي اين مدارس كه همان فارغ التحصيلان هستند كه با مدارك بالا قادر به نوشتن خواسته هاي خود در قالب جملات و بصورت مكتوب نيستند.
انشاهاي نوشته شده در منزل , چون توسط اوليا يا افرادي بوده كه از نظر سطح علمي بالاتر از دانش آموزان است , در سطح بالاي گروه سني وي بوده و حتي محتوا و كلمات نوشته شده براي دانش آموزان قابل تفهيم نيست. اين روند موجب نارضايي اوليا نيز مي گردد, اين نوع انشاها حتي در حين قرائت چندان مورد توجه دانش آموزان ديگر كلاس قرار نمي گيرد.
موضوعات ارائه شده براي انشا چندين سال است كه روش سنتي خود را طي نموده كه همان توصيفي نمودن يك پديده يا فصل و ... يا مناسبت هايي از سال چون نـوروز و تعطيلات و ... است. اين موضوعات بعضاً آن قدر كلي هستند كه در حيطه دانش آموزان مقطع ابتدايي نيست.
چگونگي اداره كـردن كـلاس ها بـا تـوجـه بـه كـم بـودن ظـرفيـت گوش دادن دانش آموز در مقطع ابتدايي بعد از دقايقي موجب سر و صدا و عدم تحمل شنيدن متن ها توسط كودكان مي گردد ,چون مطالب در خصوص موضوع واحد است و اكثر مطالب مشابه هست و هيچ جذابيت و تفنن تهيج خاصي نيست , بسيار خسته كننده و ملال آور مي شود , به طوري كه از طرف دانش آموزان فقط رفع تكليف تلقي مي گردد , به مثابه اي كه اگر در پايان اين زنگ در خصوص متن هاي خواندن شده دانش آموزان از خود آنها بپرسيم مطلبي قابل توجه و يا پيام قابل بيان براي ما و خودشان نداشته باشند, دانش آموزان نوشتن انشا را , پر كردن يك صفحه از دفتر خود از مطالب به هر نحو كه باشد مي دانند طوري كه دانش آموزي در روستاي اجيرلو داشتم در توصيف بهار , 14 سطر را پر كرده بود . در نوشته او من جز اين چند جمله مطلبي قابل فهم نديدم كه اين جملات را به كرات در فاصله هاي معين تكرار كرده بود (( فصل بهار خوب است , چون كه خوب است و براي اين كه زيبا است , چون كه خوب است و ... ))
توصيف وضعيت موجود و بيان مسئله :
انشا واژه اي كه همواره فكر مرا به خود مشغول مي كرد .آن وقت ها كه هنوز دانش آموز دوره ي ابتدايي بودم ،نمي توانستم انشاي خوبي بنويسم .تمام هم و غمم در ساعت انشا اين بود كه چه بنويسم تا هم معلم از آن راضي باشد و هم نزد بچه ها شرمنده نشوم . روزي از دبير پرسيدم : انشا چيست و چه طور نوشته مي شود ؟ دبير جواب داد : انشا ،انشائه ديگه ! آنچه مي نويسي . بعد هم گفت : خوب بنويس ،قلم خوردگي نباشه ،نقطه را بگذار ،حاشيه را رعايت كن و … پاسخ او مرا قانع نكرد .دلم مي خواست راه و روش نوشتن انشا را خوب ياد بگيرم تا حاصل فكر و زحمتم را در كلاس بخوانم ،نه اين كه مثل اكثر بچه ها والدينم زحمت نوشتن انشا را برايم بكشند و هنگام قرائت آن در كلاس از عهده ي تلفظ كلمات سخت عاجز بمانم و معلم باز هم بگويد : بهتر است زنگ انشا پدرتان را هم بياوريد .بنابراين از ديگران سؤال كردم اما راهنمايي هاي آنها نيز مرا به نتيجه نرساند . تا اين كه بعد از ده سال داستان نويسي فهميدم كه انشا چيست و چه طور نوشته مي شود . بعد خيالم راحت شد . و اما زماني كه به عنوان معلم مشغول به کار شدم ،پي بردم دانش آموزان هنوز با مشكلات و دغدغه هاي زيادي روبرو هستند . هر جلسه چند نفر پيدا مي شدند كه انشا ننوشته بودند ،بعضي هم از كتابي كپي كرده بودند ،انشاي برخي ديگر نيز از نوشته هاي دانش آموزان دوره ي ابتدايي هم ضعيف تر بود . اغلب آنها با اصول و فنون انشانويسي آشنا نبوده و حتي قادر نبودند يك صحنه يا منظره را توصيف كنند . هيچ يك از دانش آموزان كلاس فوق با مراحل شكل گيري انشا آشنا نبوده و بدون داشتن طرح و رعايت اصول انشا نويسي شروع به نوشتن مي كنند و ناگفته معلوم است كه بعد از نوشتن مقدمه هاي هميشگي كه آنرا حفظ نموده اند از ادامه ي راه عاجز هستند .
گردآوري اطلاعات (شواهد ۱):
اين وضعيت براي من و دانش آموزان خوشايند نبود . تصميم گرفتم با استفاده از تجاربي كه در زمينه ي نويسندگي داشتم ،تغيير و تحولي دركلاس انشا ايجاد نمايم و باعث بهبود و تقويت انشا نويسي دانش آموزان شوم . به همين خاطر در يكي از جلسات انشا كه باز هم تعداي از دانش آموزان تكليف انشاي خود را آماده نكرده بودند و انشاي بعضي را والدينشان نوشته بودند ،تصميم گرفتم تا به آنها فن انشانويسي را بياموزم . لحظه اي به چهره ي تك تك آنها نگاه كردم و گفتم :بچه ها دوست داريد انشانويسي را خوب ياد بگيريد تا حاصل فكر و زحمت خودتان را بنويسيد ؟ با اشتياق جواب مثبت دادند . چند دقيقه اي به سكوت گذشت سپس گفتم : ابتدا مي خواهم نظرتان را در مورد عدم توانايي دانش آموزان در نوشتن انشا بيان كنيد به همين منظور به صورت خصوصي و با علاقه و صرف وقت كافي از تك تك دانش آموزان سؤال كردم . بعضي با اشتياق جواب دادند . برخي به فكر فرو رفتند و چند نفر هم با بي علاقگي جواب هاي متناقص دادند كه خلاصه ي پاسخ هاي آنها به شرح زير است :
معلم ها روش انشا نويسي را به ما آموزش نداده اند.
عدم توجه مسؤولين اعم از دبير ،مدير و مسؤولين رده بالا به درس انشا
نبودن كتاب مناسب كه راهنماي ما در نوشتن انشا باشد
شرايط آسان نمره گرفتن در درس انشا
استفاده از معلمان ناآشنا و غير متخصص
اغلب معلمان روش درست انشانويسي را نمي دانند
با اين كه احساس مي كردم پاسخ آنها صحيح است ولي براي اطمينان كافي و جمع آوري اطلاعات گسترده تصميم گرفتم تا از نظرات صاحب نظران و منابع موثق نيز براي يافتن راه حل مناسب استفاده كنم .
گردآوري اطلاعات (شواهد ۲ ) :
براي اين كه اطلاعات جامع تري در مورد عدم توانايي دانش آموزان در زمينه ي انشا نويسي كسب نمايم ،تصميم گرفتم تا موضوع را با همكاران و دوستان نويسنده هم در ميان بگذارم به همين خاطر به محل كار و منزل آنها مراجعه و در خصوص عدم توانايي دانش آموزان در نوشتن انشا با آنها به بحث و تبادل نظر پرداخته نظريات سودمند و سازنده اي آنها را يادداشت كردم . پرسش نامه اي تنظيم نموده و بين همكاران توزيع كردم با جمع آوري پاسخ آنها به تدريج اطلاعات جامع و گسترده اي در خصوص معضلات انشانويسي در مدارس كسب كردم كه راه را براي انتخاب راه حل مناسب فراهم نمود .بعد از بحث و شور با همكاران ، صاحب نظران فن و مطالعه كتب متعدد ،اطلاعات حاصل مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت .نقايص و ضعف هاي تدريس انشا مشخص و راه كارهايي براي بهبود و تقويت انشانويسي دانش آموزان پيدا كردم .
خلاصه يافته هاي حاصل از تجزيه و تحليل اطلاعات به شرح زير است :
مسلط نبودن خود معلم به نوشتن انشا
عدم آموزش صحيح انشانويسي به دانش آموزان
عدم توجه جدي مسؤولين به اين درس
استفاده از دبيران غيرمتخصص
عدم آموزش انواع گونه هاي ادبي
عدم آگاهي معلمان از مراحل شكل گيري انشا
كمبود وقت براي تدريس
عدم وجود كتاب مناسب و مستقل
عدم وجود معيارهاي مناسب براي ارزشيابي
انتخاب راه حل موقتي :
بعد از تجزيه و تحليل اطلاعات و بحث و شور با صاحب نظران براساس شواهد موجود و جمع آوري اطلاعات گسترده از منابع مختلف راه كارهاي زيادي براي آموزش و تقويت انشانويسي دانش آموزان ارائه شد .تصميم گرفتم از ميان اين راه ها آموزش خاطره نويسي را انتخاب و اگر نتايج خوبي داشت ادامه دهم .براي شروع كار در اولين جلسه يكي از خاطرات خود را خواندم . دانش آموزان مشتاقانه گوش كردند در پايان مرا تشويق كردند انگار سال ها بودكه در انتظار چنين لحظه اي بودند تا دبيري بيايد و نوشته ي خود را بخواند تا در عمل با يكي از آفرينش هاي ادبي آشنا شوند سپس يكي از دانش آموزان خاطره خود را قرائت نمود و دانش آموزان ديگر نوشته ي او را نقد و بررسي كردند و من در پايان نظرات آنها را جمع آوري كرده و نقايص موجود را رفع كردم .چند جلسه بعد ،فراخوان مسابقه خاطره نويسي را در تابلو اعلانات مدرسه نصب كردم و جوايز را هم تعيين كردم . همه دوست داشتند در مسابقه شركت كنند . مدير مدرسه و همكاران رضايت خود را اعلام كردند و طي مراسمي به برگزيدگان مسابقه جوايزي اهدا شد به تدريج دانش آموزان در نوشتن مهارت پيدا كردند و ديگر اظهار ناتواني نمي كردند و روح اميد و نشاط در كلاس انشا پديد آمد .با اين كه از نوشته هاي دانش آموزان و رضايت مدير و همكاران معلوم بود كه تغيير و تحولي در آموزش انشا پديد آمده است ولي براي اين كه مشخص شود راه كار اجرا شده تا چه حد در آموزش مؤثر بوده است ، تصميم گرفتم درباره ي عملكرد خود اطلاعات عيني تري جمع آوري كنم به همين منظور ضمن هماهنگي با مدير راه هايي را براي اطلاع از نتايج كار پيش بيني كرديم.
نظرخواهي كتبي از دانش آموزان و اوليا
مقايسه نمرات دانش آموزان در انشا
مقايسه نوشته هاي دانش آموزان قبل و بعد از آموزش
مقايسه نوشته هاي دانش آموزان كلاس فوق با كلاس هاي ديگر
شواهد جمع آوري شده ، نوشته هاي دانش آموزان ، نمرات آنها و رضايت اوليا و همكاران و مدير نشان داد كه راه پيشنهادي مؤثر و مفيد بوده است .
تجديد نظر در روش انجام شده :
با جمع آوري اطلاعات گسترده در مورد نتايج كار و با توجه به انتقادات و پيشنهادهاي سازنده ي همكاران تلاش كرديم تا بعضي از ضعف هاي موجود در اين روش را از بين ببريم . از گروه هاي آموزشي شهرستان ،استان و وزارت متبوع خواستيم تا درباره ي كار ما اظهار نظر نمايند. اغلب آنها از روش به كار گرفته شده اظهار رضايت كردند.
نتايج :
با اجراي اين روش دانش آموزان و همكاران با اصول انشا نويسي و مراحل شكل گيري آن آشنا شدند ووالدين دانش آموزان از پيشرفت كيفي فرزندان خود در درس انشا با ارسال نامه اظهار رضايت نمودند. با قرائت نوشته ي معلم و آثار نويسندگان بزرگ به رونق كلاس انشا افزوده شد دانش آموزان با فوايد انشانويسي آشنا شدند.
پریسا باقرزاده هستم. در پایه ششم تدریس می کنم. تلاش من بر این است که در وبلاگم مقالات و تحقیقات مفید برای استفاده علاقه مندان خصوصا همکاران فرهنگی قرار دهم. لطفا با نظرات و پیشنهادات سازنده خود٬ همراهیم کنید.