خلاقیت در آموزش و پرورش
میتوان موهبت خلاقیــــــت را بوسیله بلااستفاده گذاردن ، پژمـــــرده نمود و یا از طریق مبادرت بـه فعالیتهایی که بیشترین امکان را برای پرورش قدرت تصور خلاق بوجود میآورد و خلاصه با تمرین دادن مداوم ، توسعه داد. در اینکه استعداد خلاقیت را میتوان پرورش داد تردیدی وج-ود ندارد. روان شناسان از مدتها قبل این اعتقاد را که هر استعداد اساسی را میتوان تربیت نمود، پذیرفتهاند. با تمرین حساب ذهنی بزرگسالان میتوانند قدرت محاسبه خود را دو برابر کنند.
خلاقيت ژنتيكي نيست بلكه اكتسابي است.
روشهای پرورش خلاقیت
تجربه برای ایده جوئی سوخت میسازد.
برای پرورش خلاقیت ، مغز شما نه به تمرین نیاز دارد بلکه به وسایلی که با آن بتوان به بهـــــــــترین وجهی ایدهها را تشکیل داد محتاج است. غنی ترین سوخت برای ایده جـــــویی عبارت از تجربه است. تجربه دست اول ، مطلقا غنی ترین سوخت است. زیرا امکان اینکه در مغز ما بماند و در موقع نیاز به خاطــر آید زیادتر است. تجربه دست دوم مانند سطحی ، گوش دادن ، یا تماشا کردن ، سوخت ضعیف تری را تشکیل میدهد.
بازیهای فکری ، حل معما و جدول
عده زیادی از مردم مقدار زیادی از وقت خود را صرف بازیهای مختلف میکنند. بعضی از این بازیها به پرورش قدرت تصور کمک نموده و بعضی به این استعـــــداد کمکی نمیکننـد. در حدود ۲۵۰ نوع بازی نشسته وجود دارد. تجـــــزیه و تحلیل نشان داده است که فقط ۵۰بازی حـــــاوی تمرینات خلاقند. همچنین خلاقیت به مقدار زیادی بستگی به نحوه بازی دارد. مثلا در بازی شطرنج میتوانیم بازیکـنان کتابی باشیم و تمام حرکات را با کمک حافظه انجام دهیم و یا آنکه هر حرکت را به یک حادثـــه جویی جسورانه خلاق مبدل کنیم، چنانکه بعضی از بهترین شطرنج بازان چنین میکنند.
سرگرمیهای هنری زیبا
در حدود 400 سرگرمی شناسایی گردیده است که اغلب آنها مربوط به جمــــع آوری اشیا و نه خلاقیت میباشد. سرگرمیهای مربوط به جمع آوری اشیا منجر به ازدیاد دانش و پرورش قوه قضاوت است نه برانگیختن قدرت تصور. از آنجا که سرگرمیها در میزان تمرین خلاقیتی که فراهم میکنند دارای تنوع زیادی هستند، میتوان سرگرمیهایی که مستـــــلزم کوشش قدرت تصور است انتخاب نمود. بطور کلی کارهای دستی ، تمرین خلاقیت بیشتری از جمع آوری اشیا فراهم میسازد.
خلاقیت با مطالعه پیشرفت میکند.
چنان که فرانسیس بیکن فیلسوف و نویسنده انگلیسی قرن شانزدهم اظهار داشته است، مطالـعه انسان را کامل میکند. مطالعه قدرت تصور را تغذیه میکند. لیکن برای آنکه از مطالعـــــــــه حداکثر استفاده را ببریم، باید مطالب مناسب برای مطالعــــــــــــه انتخاب کنیم. پربارترین نوع خواندن عبارت از خواندن بیوگرافی است. زندگی هر کس که ارزش انتشار داشته باشد، ممکن نیست حاوی رکورد الهام بخشـــی از ایدههای ابداعی نباشد. بدین ترتیب از طریق خواندن ایدههای بیشتری به ما روی میآورند. غالبا این ایدهها بوســــیله عباراتی که کاملا با فکر خلاق حاصلـــــه نامربوط است، شعله ور گشته به خاطرمـان میآیند.
تمرین در حل خلاق مسائل
مستقیم ترین روش برای پرورش خلاقیت عبارت از پرداختن به کار خلاق یعنی واقعا تدبیر نمودن راه حل برای مسائل مشخص حقیقی است. در صدها دوره آموزشی ، پرداختن بکار خلاقیت اســـــــاس این دورهها را تشکیل داده است. به عنوان یک قاعده در چنین دورههایی تدریس اصولی خلاقیت با شرکت فعالانه دانش آموز و دانشجو در حل مسائل همراه بوده است.
تعریف خلاقیت
قبل از ورود به موضوع بررسی راههای ایجاد خلاقیت، ارائه تعاریف گوناگونی که از آن شـده است و نیز عوامل موثر بر آن ضروری مینماید. دانشمنـــــدان و صاحبنظران تعاریف متــــعدد و متنوعـی از خلاقیت ارائه دادهاند که در زیر به برخی از آنها اشاره مینماییم.
پاپالیا خلاقیت را در دیدن چیزها با یک نظر نو و غیرمعــــمولی و دیدن مشکلاتی میداند که هیچ کس دیگر وجود آنها را تشخیص نمیدهد و سپس ارائه رهیافتهای جدید، غیرمعمــولی و اثر بخش را ذکر میکند.
موریس دبس معتقد است خلاقیت فرآیندی فکری است که مربوط به تفکر واگراست که تحلیل را به کار میبرد و نوآوری را در سطوح مختلف افزایش میدهد. ارلیچ میگوید: خلاقیت عبارت است از تجـدید سازمان تجاربی که منحصر به فـــــــرد بوده و متفــاوت از دانستههای قبلی است. اندرسن خلاقیـت را عمیقتر کردن، دوباره نگاه کردن و خط زدن اشتباهات معنی میکند و مکنیون معتـــــقد است خلاقیت متضمن پاسخ یا مفهومی نو است، باید مشکل گشا باشد و متبکرانه صورت گیرد. گیلفورد خلاقــیت را مجموعهای از تواناییها و خصیصهها میداند که موجب تفکر خلاق میشود. به عقـــــــــیدهی تایلور، خلاقیت شکل دادن به تجربهها در سازمانبندیهای تازه است. استین خلاقیت را فرآیندی تعـــــــریف میکند که نتیجه آن کار تازهای است که توسط گروهی در یک زمان به عنوان چیزی مفید و رضـایت بخش مقبول واقع میشود.
مایرووایز برگ عقیده دارند خلاقیت توانایی حل مسایلی است که فرد قبلا حل آنها را نیامـــوخته باشد. بسیاری از افراد هنگامی که عبارت شخص خلاق را میشنوند احتمالاً فردی مشهور و خارقالعاده را در نظر دارند که کارهای غیرمعمولی و شگفتانگیز و غیر مترقبه انجام میدهد. با این طرز تفــــکر خلاقیت فقط در اختیار عده خاصی قرار گرفته و نشان میدهد که تعداد بسیار کمی از افراد میتوانـند خلاق باشند، در حالی که خلاقیت فرد را توصیف نمیکند بلکه ایده و تولیدش را که به طرز منــاسبی تازگی دارد تعریف میکند. بدین معنی خلاقیت چـیزی نیست که در اختیار گروه خاصی از افراد باشد بلکه یک ظرفیت ذهنی است که همگی افراد نسبت یا درجهای از آن را در اختیـــار دارند و با تربیت صحیح میتوانند آن را شکوفا کنند و به فعلیت برسانند.
رابرت استین میگوید: من بعد از ۲۰ سال تحقیق و بررسی دریافتهام که همه انسانها از قــوه خلاقیت برخوردار هستند و استثنایی وجود ندارد. به عبارت دیــگر میتوان این گونه نتیجه گرفت که خلاقیت ذاتی نیست، فقط ممکن است عدهای از خلاقیت بیشتری برخوردار باشند و بقیه میتوانند در صـورت پرورش مطلوب از خلاقیت مناسب بهرهمند شوند.
عوامل موثر بر خلاقیت
علاقه: کارهای خلاقانه به استناد تحقیقات همیشه با علاقه زیادی همراه بودهاند.
اطلاعات: خلاقیت فعالیتی فکری و در عین حال مبتنی بر اطلاعات است. اگر تفکر را عامل یا جریـان اصلی خلاقیت بدانیم اطلاعات نیز ماده اولیه یا اساسی آن محسوب میشود.
انگیزه: با توجه به نتایج تحقیقات انجام گرفته، معلوم میشود وقتی انگیزش درونی حفظ شود، خلاقیت نیز حفظ خواهد شد.
افزایش سرعت واکنش: غنی بودن آموزش و پرورش، توسعــــــه اطلاعات و افزایش سرعت واکنش افراد نسبت به انگیزههای محیطی برکیفیت خلاقیت میافزاید.
افزایش حل مساله و تصمیمگیری: اگر بتوانیم قـــدرت تصمیمگیری و مهارت حل مساله را به گونـهای تلفیق نماییم به حصول تفکر خلاق کمک نمودهایم و زمینههای لازم برای پرورش خلاقیت را فـــراهــم آوردهایم.
اعتماد به نفس و نترسیدن از ابراز عقاید: اگر شخصی از اعتماد به نفس کافی برای ارائه افکـــــار و عقاید به خود برخوردار باشد و از تمسخر و افکار منفی دیگران نهراسد، خلاقیت او افزایـــش مییابد. قدرت تفکر خلاق از نگاه آدمی به فراسوی تجارب و خارج کردن خود از بنبستها و محـــــدودیتها ریشه میگیرد و فرد را از حالت خشک و قالبی گذشته به سوی اندیشههای آزاد و ارائه نظریه متفاوت سوق میدهد.
مکنیون معتقد است که اگر چند اصل را رعایت کنیم زمینه برای پرورش خلاقیت را فراهــم کردهایم
این اصول به شرح زیر است:
اظهار نظر کودکان را مورد انتقاد قرار ندهیم یعنی آنها را از ارزیابی و قضاوت نترسانیم. -
ـ درباره احتمالات و دیدگاه های خیالی با دانشآموزان بحث و گفتگو کنیم.
ـ با الگو قرار دادن خودمان، انتقادپذیری و در واقع تحمل دیدگاه های دیگران را به دانشآموزان آموزش دهیم.
محیط مناسب: تجربیات عینی و تعامل با محیط یادگیری در شکوفایی خلاقیت نقش اساسی دارد. محیط غنی خانوادگی و نیز غنای محیط اجتماعی به لحاظ فرهنگی از عوامل موثــــــر در خلاقیت کودکان و نوجوانان به شمار میآید.
اصولاً استعدادهای خلاق در محیطهای مطلوب شکوفا و متبلور میشوند. بنابراین یکی از الزامــات و روشهای مهم متبلور کردن خلاقیت به وجود آوردن فضای محرک، مستعد و به طور کلی خلاق است. بدین گونه که مسئولان باید به طور مستمر آمادگی شنیدن اندیشههای بدیع و نو را داشته باشند.
البته باید توجه داشت که عوامل فردی نیز نقش مهمی در بروز خلاقیت دارند، ولی نکتـه مهم این است که سهم محیط بسیار متغیرتر است، یعنی راحتتر میتوان عوامل محیطی را تغییــر داد تا ویژگیها و تواناییهای خود را.
تحقیقات نشان دادهاند عوامل اجتماعی و محیطی نقش اصلی را در کار خلاق ایفا میکنند.
محققان معتقدند همه انسانها در کودکی از استعداد خلاق برخوردار هستند، لیکن نبود محیط مناسب و بیتوجهی و تقویت نشدن این توانایی مانع بروز آن میشود.
ویژگی های افراد خلاق
افراد خلاق مسائل و وضعیتهایی را میبینند که قبلاً مورد توجه قرار نگرفته است. آنها افکار، عقاید ودیدگاه های جدیدی ارائه میدهند که دیگران از آن عاجزند.
اندیشه، فکر و تجربیات حاصل از منابع گوناگون را به هم ربط داده، آنها را بررسی و مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهند و به خلق آثار جدید میپردازند.
از طرق معمول به بررسی هر موضوع میپردازند و به آنچه گذشتگان انجام دادهاند اکتــــفا نمیکنند و نسبت به پیش فرضهای قبلی گذشتگان تردید میکنند.
فی البداهه از نیروی ذهنی و بینش بیشتری برخوردارند و از آنها کمک میگیرند و استفاده میکنند.
در فکر و عمل از انعطاف پذیری بالایی برخوردارند. مطالعاتی که «بارون» در زمینه شخصیت افراد خلاق انجام داده است نیز نشان میدهد که آنها در مقایسه با افراد عـــــادی خوشبینتر و دارای انرژی روانی و جسمی استثناییاند. زندگی آنها بیشتر است و به دنــــــبال تنشاند یا از طریــــــق آزاد شدن آن احساس لذت میکنند. افراد خلاق، کمتر ضعیف النفس بوده و از مسائل و امور آگاهند. آنان به مســـائل بنیادی علاقهمندند و تمایل بسیاری به خطر کردن دارند این خصلت به آنها کمک میکند تا از شــناخت منفی و بیتفاوتی بگذرند و به شناختی فعال برسند.
تورنس در پاسخ به این پرسش که ویژگیهای شخصیتی چه نقشی در خلاقیت ایفا میکنند، گفتـه است: شخصیت هم میتواند خلاقیت را آسان سازد و هم مانع آن شود. ویژگیهایی از قبیل آمادگی بـــــــرای خطر کردن، کنجکاوی و جستجوگری، استقلال اندیشه، پشتکار و پایداری، شهـــــامت، استقلال رای، خودآغازگری، ابتکار، پرسشگری درباره موقعیتهای معماگونه و درگیر شدن با امور دشــــــوار، از جمله ویژگیهای آسانساز خلاقیت شمرده شدهاند. او میگوید: هر عملی که ما برای تشویق این گونـه رفتارها انجام میدهیم، شخص را در جهت خلاقیت بیشتر سوق میدهد.
در مقابل ویژگیهای شخصیتی بالا که موجب شکوفایی خلاقیت میشوند، ویژگیهای دیگری وجـــود دارند که از بروز خلاقیت جلوگیری میکنند.
موانع بروز خلاقیت
از آنجا که نظامهای آموزشی نقش اساسی در شکوفایی استعدادهای بالقوه فراگیران دارند و ناکــار آمد بودن این نظامها خود بزرگتــــــرین مانع بروز خلاقیت و نــــــوآوری است. برای جلوگیری خاموشی خلاقیت، بزرگان تعلیم و تربیت اصولی را پیشنهاد کردهاند که رعایت آنها در محیطهای آموزشی بــه طور مرتب و مداوم و هماهنگ کمک خواهد کرد تا به جای خاموشی، خلاقیت رشد و توسعه پیدا کنند
نظام آموزشی که علاقهمند به تربیت جامعهای خلاق و جوشان است از انجام سه کار سخت پرهیـــــز میکند:
محدود کردن شاگردان به کتاب درسی و گفته معلم
استفاده از روشهای سنتی متکی به تکرار و تقلید در آموزش
جلوگیری از شک و برخورد عقاید
معلمانی که فقط بر حفظ مطالب تاکید دارند با دادن اطلاعات صرف به دانش آموز و باز پـــــس گرفتن اطلاعات، علاوه بر از بین بردن خلاقیت کودک به قدرت بیان، استدلال و ابداع او ضربه وارد میکنند و در نتیجه خلاقیتهای او یا از بین میروند و یا کاهش مییابند. مربیان بنا به ضــــــرورت شغلی خود مستقیماً میتوانند حس طبیعی کودکان را تضعیف کنند و انگیزهها را از بین ببرند و یا با ایجـــاد جوی مناسب سبب رشد و پرورش این استعدادها می شوند.
به طور کلی موانع خلاقیت در محیط مدرسه عبارتند از:
ـ تاکید زیاد برنمره دانشآموز به عنوان ملاک خوب بودن
ـ روش تدریس سنتی و مبتنی بر معلم محــوری، دانش آموزی که در این نوع سیســــتم تحصیل میکند مجالی برای بروز استعدادهای خلاق نمییابد و به تدریج تحـــرک و پویایی خود را از دســت میدهد.
ـ نبود شناخت در معلم نسبت به خلاقیت: وقتی معلم با خلاقیت و شــــــیوههای پرورش آنان آشـنا نباشد نمیتواند دانش آموز خلاق تربیت کند.
- نبود حداقل امکانات لازم برای انجام فعالیتهای خلاق دانش آموزان: کمبودها تأثیر مخرب بر علاقه و انگیزش دانشآموزان دارد.
- اهداف و محتوای کتابهای درسی: چنانچه در یک نظام آموزش کتاب درسی به عنوان مهمترین منبع تدریس و آموزش مورد استفاده قرار گیرد و در عین حال در میان اهــــــــداف و محتوای آن چیزی به عنوان پرورش خلاقیت منظور نشـــــده باشد، مسلماً دانش آموز آزادی عمل و توانایی لازم را نخواهد داشت.
- بی توجهی به تفاوتهای فردی دانش آموزان
- نپذیرفتن ایدههای جدید: برای دانشآموزی که از تفکر خلاق برخوردار است و میل به خلـق ایدههای نو دارد بسیار مایوس کننده خواهد بود که ایدهها و افکارش مورد بیتوجهی معلم و یا دانـــــشآموزان قرار گیرد.
- ارائه تکالیف درسی زیاد به دانش آموزان
- استهزاء و تمسخر به خاطر ایده و یا نظر اشتباه
- استفاده از سیستم پاداش و تنبیه: علمای تعلیم و تربیت بر این نکته معتـــــــــقدند که آموزش مبتنی بر خلاقیت پربار تر از آموزش به وسیله اعمال قدرت است. شاگردی که با به کار بستن حداکثر ظرفیـت انگیزش درونی کار میکند، دیگر نیازی به پاداش و تنبیه ندارد.
- نظارت و مراقبت شدید: دانش آموزی که دائماً تحت مراقبت و نظارت باشد، فــــرآیند خلاقیت در او کاهش مییابد و از ترس اینکه مورد نکوهش قرار گیرد، از انجام کار مورد نظرش منصرف خواهــد شد.
آموزش و پرورش و خلاقیت
از آنجا که دانشآموزان مدت زیادی را در مدرسه سپری می کنند و تجارب زیادی را در مدرســه فرا میگیرند، میتوان مدعی شد آموزش و پرورش و مدرسه نقش مهم و اساسی در تحقــــــق خلاقیت در دانشآموزان برعهده دارند.از این رو آموزش و پرورش باید سعی کند به طــــرق گوناگون زمینههای پرورش و بروز خلاقیت در دانشآموزان را فراهم آوردو بدین ترتیب موجب پرورش مهـــــارتهای شهروندی دانش آنان شود.
برخی از روشهایی که آموزش و پرورش برای پرورش خلاقیت دانشآموزان میتواند از آنها بهـره جوید عبارتند از:
ـ به دانشآموزان باید فهماند اطلاعات موقتی، غیرکامل و غیردقیق تلقــــی شوند و اینکه هرتجربـه در نتیجه مواجهه با اطلاعات ایجاد شده است.
ـ دانشآموزان باید باور کنند که میتوانند در به وجود آوردن اطلاعات سهیم باشند.
ـ دانشآموزان باید باور کنند که آنها اجازه سوال و انتقاد دارند. آنها باید همواره به اظهار داشتن عـقاید خویش ولو بر خلاف معلم تشویق شوند و بیاموزند که فقط آن عقیدهای قابل پذیرفتن است که مستـ-دل و مستند باشد.
ـ در اغلب آموزشهای سنتی، فراگیران فقط در معرض مطالب و مهارتهای ارائه شده از سوی معلم قرار می گیرند و مطابق برنامه از پیش تعیین شده حتی در جزییات پیش میروند ولی در آمــــــوزش خلاقانه فراگیرنده نقش فعال ایفامی کند و مربی به جز در کلیات در جهت اصلی آموزش نقــش تعیین کنندهای ندارد.
ـ دانشآموزان باید به مجموعهای غنی و ارزنده از اطلاعات دسترسی داشته باشند. تجهیز مـدارس به کتابخانهها و پایگاههای اطلاعاتی میتواند منابع این اطلاعات را در اختیار دانشآموزان قـــرار دهد.
ـ خلاقیت از طریق آزمایش، تجربه و کندوکاو توسعه مییابد. بنابراین زمینهها و کسب تجربه و انجام آزمایش و ایجاد کنجکاوی را باید برای دانشآموزان فراهم کرد و آن را مورد حمایت قرار داد.
ـ برنامههای آموزش و محتوای مطالب حتیالامکان باید در جهت رشد و توسعه فکر واگرا به جــــای تفکر همگرا باشند.
ـ شناخت علایق و انگیزههای عاطفی و غیرعاطفی هر یک از فراگیرندگان برای پیشبرد امر آموزش خلاقیت اساسی و ضروری است، زیرا انگیزه و علاقه نقش مهم و اساسی را در بروز خلاقــــیت ایفا میکند.
ـ مباحث و فنون مطرح شده در هر مرحله آموزش باید کاربردهای علمی و ملموس در کار و زندگی فرد داشته باشد.
ـ امید به آینده و ایمان و اعتقاد به آنچه پس از تلاش مستمر نصیب فراگیر خواهد شد باید در دورههای آموزش خلاقیت مورد تاکید قرار گیرد تا انگیزه بیشتری برای فراگیرنده بوجود آید.
ـ تجسم وضع آینده و مقایسه آن با وضعیت فعلی کمک در یافتن راه حلهای بدیع خواهد کرد.
ـ خود معلمان، هم در پرورش خلاقیت بسیار موثر هستند. نقش معلم در شناخت و هدایت اســـتعدادها و باور کردن خلاقیتها و نوآوریها بسیار تعیین کننده است، مربیان تا حدی میتوانند مهارتهای خلاقیت، مانند روشهای تفکر درباره مسائل و قوانین علمی برای تدبیر راههای جدید نگرش به مسائل را هم آموزش دهند. چنین مهارتهایی را میتوان مستقیماً آموزش داد. اما بهـــترین روش انتـــــقال از طریق نمونه بودن خود مربی است.
ـ باید از روشهای تدریس گوناگون استفاده کرد. دانشآموزان دارای تفاوتهای فردی بیشـماری هستند و هر یک مساله را به شیوههای خاص خود تجزیه و تحلیل میکنند پس یک روش یادگــــیری نمیتواند موفقیت همه بچهها را تضمین کند.
ویژگیهای دانش آموز خلاق
خلاقیت، عبارت از قــــــــــــدرت استدلال، درک سریع مفاهیم و حافظهقوی در دانشآموز خلاق است. شاگردان خلاق لزوماً در آزمونهای هوشی نمره چندان فوقالعادهای کسب نمیکنند. اما در آزمونهای مربوط به سنجش مهارتهای تفکر واگـــــــــــــرا نمره بالایی به دست میآورند. بنابراین فقط اشخاص تیزهوش نیستند که میتوانند خلاق باشند، بلکه با هوش متوسط هم میتوان خلاق بود و کمبود خلاقیـت را فقط به افرادی که عقب ماندگی ذهنی دارند میتوان نسبت داد. نتایج تحقیقات تورنس راجع به رابطه هوش و خلاقیت نشان دهنده این است که معدل بهره هوشــــی دانشآموز خلاق بین ۹۷ تا ۱۲۶ است و در نتــــــیجه بین شاگردان باهـــــــــوش و خلاق تفاوت معنی داری در پیشرفت تحصیلی وجود ندارد.
دانش آموزانی که خلاقـــــند راه حلهای هوشمندانه برای مسائل ارائــــــه میدهند. آنها در باز خورد و نگرشهای خود مستقل و بیتعصباند و ترجیــح میدهند که در شرایـــــــــطی باز و نامحدود (از نظر یادگیری) فعـــــــالیت کنند تا دیدگاههای خود را مطرح کنند. این کودکان به فعالیتهای اجتماعی علاقه دارند. دختران خلاق علاقه دارند که بیشتر با پــــدر خود همـــسانی داشته باشند. دانشآموزان خلاق از خوانندگان کتاب و مجله به شــــــمار میآیند و از مهمترین قصایص آنها احـــــساس بیشباهت بودن به دیگران است. آنها در فعالیتهای گروهی غالباً نقش رهـــــــبر را به عهده میگیرند و برای مشورت، بیشتر به دوستان مراجعه میکنند تا والدین. آنها دارای تخیلی قویاند حتی در کودکی دوســــت خیالی داشتهاند. از جمله خصوصیات دیگر آنها رویاهای با شکوه و وحشت انگیز است که نشان از ناایـمنی عمیقی است که در زیر ظاهر مطمئنشان پنهان است. شاگردان خلاق، آشوبگر و بیانضـــــباط لقب گرفتهاند. سوالات آنها عجیب و نامعقول جلوه میکند و باعث تهـــــدید معلم میشود. از نظر اجتماعی کتزل و جکسون معتقدند که یکی از خصوصیات مهمی که کودک دارای خلاقیت سطــــــــح بالا را از کودک دارای بهرهی هوشی سطح بالا متمایز میکند توانایی یا گرایش فرد خلاق به خطر کردن است.
نیکسون، تورنس و ولیکاک تحقیقاتی انجام دادهاند و ویــــــــژگیهای دانشآموزان خلاق را این چنین عنوان کردهاند:
این دانشآموزان از نظر هوش بالاتر از سطح متوسط هستند.
از نظر هوش کلامی و فضایی بسیار برجستهاند.
دارای ظرفیتهای حافظه فوقالعاده در سطح و نگهداری وقایع مختلف هستند.
آمادهاند امور و فعالیتهای مختلف را تجربه کنند.
از نظر فکری مستقلاند.
از نظر اجتماعی، رفتاری مطلوب دارند.
از نظر بیان، صریح و راحتاند.
افرادی فعال و کنجکاوند.
در حل مسائل و پاسخ به سوالات عموماً از تفکر واگرا برخوردارند. تفکر واگرا تفکـــری است که به گونهای متفاوت از جریان عالم فکری جامعه به حل مسائل میپردازد.
به مسائل مذهبی و فلسفی علاقه نشان میدهند.
عموماً مقاوم و با جرأت، انتقادپذیر و خستگی ناپذیرند.
خود جوش، صادق و سادهاند.
اگر ویژگیهای مزبور در یک فرد خلاق به طور کامل دیده نشود مطمئناً در گروه افـــــراد خلاق قابل مشاهده خواهند بود.
روشهای ایجاد تفکر خلاق
معلم میتواند با به کارگیری شیوههای مناسب زمینه رشد خلاقیت را در دانشآموزان فراهــــم نــماید و موارد ذیل از آن جملهاند:
استفاده از مغایرتها: ارائه مطـــــالبی که خلاف باورهای مرسوم و عمومی علمی باشد، مثلاً مـعلم در درس علوم از دانشآموزان بخواهد که نظریات قدیمـــــــی را رد کنند و بدیـــن ترتـیب دانشآموزان را برانگیزاند تا چیزها را ارزیابی کنند و راههای جالبی برای آزمودن و اثبات کردن مسائل بیابند.
استفاده از تمثیل: معلم به دانشآموزان کمک کند تا با استفاده از چـــــــــــیزهایی که قبلاً میدانستند در موقعیتی مشــــابه به اطلاعات، حقایق و اصـــــول تازهای دست یابند. به آنها نشــــان داده شود چگونه محصولات علمی براساس موقعیتهای مشابه شکل گرفتهاند.
توجه دادن به کمبودها و خلاء موجود در دانش: از دانشآموزان خواســــــته شود به جــــــای آنکه به دانستنیهای انســـــان بپردازند آنچه را که برای انسان مجـــــهول مانده است بررسی کنند. مهارتهای دانشآموزان را برای جستوجوی شکافها، ناشناختهها و مجهولات توسعه دهند.
معلم باید از دانشآموزان بخواهد تا تمام تعاریف ممکن یک مساله و همچنین موارد نقض آن را جستجو کنند.
تقویت تفکر درباره امکانات و احتمالات
فرصتهایی ایجاد شود تا با سوالهایی مانند چطور، اگر، از چه راههایی پاســخ داده شود و حتی خود وادار به پاسخ دادن به آن شود. دانشآموزان باید بفهمند چگونه یک چیز به یک چــــــــــیز دیگر منجر میشود. هنگام ارائه مساله به دانشآموزان فرصت اندیشیدن به راههای مختلف حل مساله داده شود.
استفاده از سوالهای محرک
معلم باید بیشتر به گزارههای پرسشی که نیاز به درک عمیق دارد، توجه کند و از سوالهایی که نیاز به ترجمه، تفسیر، تعریف، اکتشاف و تجزیه و تحلیل دارد استفاده کند.
ایجاد فرصتهایی برای دانشآموزان تا رازهای هر چیز را جستجو کنند.
تشویق به مطالعه درباره افراد خلاق
تقویت تعامل دانشآموزان با اطلاعات قبلی
ایجاد فرصتهایی برای دانشآموزانتا با اطلاعاتی که دارند بازی کنند و به آنها کمک کنند و فرصت دهند تا بتوانند با استفاده از حقایق و اطلاعاتی که قبلاً آموختهاند کارهایی را تجربه کنند.
تقویت مهارتهای مطالعه خلاق
از دانش آموزان خواسته شود به جای آنکه بگویند چه خواندهاند، عقایدی را که در نتیجــــه خواندن به دست آوردهاند بیان کنند.
ایجاد ابهام و تقویت آن
همه میدانند که دانشآموزان زمانی یاد میگیرند که با موقعیتهای حل مسأله مواجــــه باشند. بنابراین معـــــــلم باید موقعیـــــت یادگیری را با بیان نکــــتهای آغاز کند و ســـپس دست نگه دارد و اجازه دهد دانشآموزان خود با اطلاعات بازی کنند و درگیر شوند، این روش خوبی است که منـــــجر به یادگیری خود هدایتی میشود.
استفاده از روشهای اکتشافی
در روش اکتشافی، دانش آموز خود به جستجوی راه حل میرود و معلم نقش راهنما را ایفا میکند. در این روش پیش از جواب مسأله چگونگی یافتن جواب مهم است. دانش آموز خود را به اطلاعــــاتی که پیرامون مساله وجود دارد محدود نمیکند، بلکه از زوایای مختلف به مساله توجه کرده و حتی ممـــکن است تغییراتی در آن ایجاد نماید. بدین ترتیب امکان تجربه شخصی توسط دانش آموزان، موقــــــــعیت یادگیری را برای آنها جذاب و مطلـوب مینماید و انگیزههای درونی آنها را تقویت میکنند.
همه این جنبهها در کشف و شکوفایی استعداد خلاق دانشآموزان تأثیر مستقیم دارد.
پال تورنس در مورد روشهای ایجاد تفکر خلاق معتقد است که خصوصیات معلم میتواند به افزایـش ابتکار و نوآوری در شاگردان بیانجامد به شرط آنکه معلم:
ـ به تفکر خلاق ارزش بدهد.
ـ کودکان را نسبت به محرکهای طبیعی پیرامون حساس نماید.
ـ به نظریات و عقاید و ساختههای کودکان احترام بگذارد و آنها را مورد تشویق قرار دهد.
ـ پذیرش عقاید جدید و اصیل و غیرمعمولی را در کودکان تسهیل نماید.
ـ از تاکید استفاده از الگوهای قالبی اجتناب ورزد.
بسیاری از ما آموزشگاههای گذشته و روشهای گذشتگان را به باد انتقاد میگیریم.
کافی است که به یاد آوریم آموزش و پرورش قرن نوزدهم آن طور که آن را تــــدوین کردهاند مبتنی بر تعلیم مستقیم و بنابراین تقلید و انتقال متمرکز بوده.
معلم دانش را منتقل میکند و دانش آموز ملزم به پس دادن آن بود و در هیچ مـــوردی بیش از آنچه که ارائه میشد پس داده نمیشد و راه بر خلاقیت بسته میماند. یعنی دادهها و ستادهها برابرند. به قـــــــول «امرسن» این تقلید و الگودهی نوعی خودکشی خلاقیت است از آن جا که آموزشگاههای فعلی هنوز هم بار تعلیم و تربیت قرن نوزدهم را بردوش میکشند، تخیل را تضعیف میکنند و به کشتن خلاقیت کمک مینمایند.
ـ معلم کلاس را چنان سازماندهی نماید که محیطی متنوع و خلاق ایجاد شود.
سازماندهی محیط و فضای آموزشی در تحقق بخشیدن به نیازهای کودکان و غنا بخشیدن به رشد همه جانبه کودکان، بسیار حساس است. خلاقیت لازمهاش تفکر فعال، استقلال و شرکت در فعـــــالیتهای خودمدار است، ولی گاه مقدار فضا برای هر کودک چنان کــــم و نامتناسب است که کودکان در انجام فعالیتهای مستقل از آزادی عمل به دور میمانند.
به هر حال آن چه روشن است یک محیط آموزشی سازمان نیافته و محدود به کشتن انگیــزه و تخریب اندیشه کودکان میانجامد.
ـ معلم به کودکان یاد دهد که برای تفکر خلاق خود ارزش قائل شوند.
ـ موقعیتهایی را برای تفکر خلاق ایجاد کند.
- فعالیتهای مناسبی را در برنامه کودکان تدارک ببیند
ـ عادت به ابراز بیقید و شرط عقاید را در کودکان ترغیب نماید و راههای گوناگونی را برای ابــــراز عقیده کودکان تدارک ببیند.
پذیرش عقاید کودکان در حد معمول نشانه احترام به خود آنهاست. آموزشگاه سکوت، آموزشگاه تقلید و تکرار و آموزشگاه ایجاد ترس، موانع کلی در راه خلاقیت کودکانند.
ـ معلم انتقــاد سازنده را در کودکان تشوق کند. استهـــــزا کردن، طعنه زدن به استـــــفاده از روشهای انضباطی سخت و حتی نظم و ترتیب افراطی چه در خانه و چه در مدرسه مشکلی در این راه محسوب میشود.
ـ زمینههای متنوعی را برای کسب دانش فراهم آورد.
ـ معلم سرزنده و فعـــــال باشد. شخصیت خشک معلم و تاکید بر روش مستبدانه به خصوص در سنین اولیه کودکی برای ابراز عقیده سدی بازدارنده است. صبر و حوصــــــــله و شکیبایی در کار کودکان نشانهای از سر زندگی معلم است.
ـ روش حل مسأله و آگاهی از مسائل را تشویق نماید. «آلن بودو» در کــــــتاب خلاقیت در آموزشگاه میگوید: کنکاش مغزی به عنوان تکنیکی در شکل دهی به خلاقیت شناخته شده است. باید کودکان را عادت دهیم که به راههای مختلفی بیندیشند و به یک پاسخ بسنده نکنند.
آلفردبینه یکی از پیشگامان روانشناسی که از حامـــــیان تاثیرگذار برنظریه خلاقیت است، اصــــــرار میورزید که نباید به شاگردان مکررات و مطالب حفظی یاد داده بشود.
او فکر میکرد که باید به کودکـــــان یاد داد تا نظریهها را آزمـــــایش کرده و پاسخهای خود را مــورد قضاوت قرار دهند، در فعالیتهای مختلف محیط پیرامون خود شرکت کنند و نقشه بکشند، به تخـــــیل بپردازند و به طور «واگرا» تفکر نمایند.
ـ ترس و کمرویی را از محیط آموزش دور کند و ترس از روبهرو شدن با مسائل و مشکلات جـــــــدید را در کودکان کاهش دهد.
کم رویی و ترس مانع خلق ایدههاست و باعث میشود که نتایج نیکویی را که ممکن است در صــورت نترسیدن و کوشش کردن به دست آوریم، از دست بدهیم. لیکن در صورت ترس و کمرویی حتــــــــــی وقتی ایدهای به نظرمان میرسد، غالباً به علت شک و تردید آن را بروز نمیدهیم، بنابراین، لازم است ترس و کمرویی را در کودکان از بین ببریم.
ـ پیش گام شدن در یادگیری را تشویق نماید. خلاقیت، همچون گل لطیفی است است که تحسین آن را با شکوفایی وا میدارد. هر ایدهای اگر با تحسین روبهرو نشود باید لااقل از آن استقبال شود. حتـــــی اگر خوب نباشد لااقل باید با تشویق روبهرو شود. نزدیکان مانند افراد خانواده و معلمان دبستانها، بهترین مشوق کودکانند و در زمینههای مختلف میتوانند پرسشهای کودکان را مورد تشــــــویق قرار دهند. با دادن مجال در ارائه اندیشه، آنها را به کوشش بیشتر وا دارند و به هر حال تشویق، یکی از مهـــمترین اصول ایجاد تفکر آفریننده و توانایی سازنده است.
تورنس معتقد است در بیشتر کلاسها کودکی که اندیشــــــه یا محصولی غیــــــرعادی ارائه میدهد در معرض یک خطر قرار میگیرد. بدین ترتیب کودک باید خیلی شجاع باشد تا به اندیشه و تصــویر خود پافشاری کند زیرا اغلب چنــــــین اندیشههایی را مسخره میکنند و احمقــــانه و عجیب میپندارند. وی دستورهای زیر را برای پرورش استعداد خلاقیت ضروری میشناسد.
شاگردان را تشویق کنید که در اشیاء و افکار دخل و تصرف کنند یا در آنها وضــــعتازهای به وجود آوردهاند.
وقتی شاگردان اندیشههای نو ابراز میکنند هر قدر هم که دور از ذهن باشد به دیده اغماض بنگرید.
در تنظیم درسها انعطاف داشته باشید و به دارندگان فکرهای نو همیشه میدان بدهید.
همواره محیط کلاس را هنگام تدریس آرام و بیتشنج نگه دارید.
میان شاگردی که دارای استعداد خلاق است، با دیگر شاگردان رابطه نیکو برقرار کنید.
مسائل بحثانگیز را مطرح کنید و حتی عقاید پذیرفته را مورد بحث قرار دهید.
اساس حل مسأله را آموزش دهید.
به شاگردان بیاموزید که نیروی خلاقیت خود را ناچیز نشمرند و عظمت و اهیمت شاهکارها در آنان ترس و ناامیدی ایجاد نکند.
کلام آخر:
یکی از روانشناسان برای پرورش خلاقیت در دانشآموزان پیشنهادهای زیر را به معلمان عرضه میکند:
برای رسیدن به عقاید، منابعی در دسترس آنها قرار دهید.
موقعیتهایی برای فعالیت و آرامش فراهم کنید.
از مسائل آگاه باشید.
کسب دانش در رشتههای مختلف را تشویق کنید.
پریسا باقرزاده هستم. در پایه ششم تدریس می کنم. تلاش من بر این است که در وبلاگم مقالات و تحقیقات مفید برای استفاده علاقه مندان خصوصا همکاران فرهنگی قرار دهم. لطفا با نظرات و پیشنهادات سازنده خود٬ همراهیم کنید.